تبلیغات
بوستان سرگرمی                              .               
         
 
aacha35wodvaxrgpwcc.jpg

زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند.

انها از صمیم قلب یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواشتر برو من می ترسم

مرد جوان: نه ، اینجوری خیلی بهتره!

زن جوان: خواهش می کنم ، من خیلی میترسم

مردجوان: خوب، اما اول باید بگی دوستم داری

زن جوان: دوستت دارم ، حالامی شه یواشتر برونی

مرد جوان: مرا محکم بگیر

زن جوان: خوب، حالا می شه یواشتر برونی؟

مرد جوان: باشه ، به شرط این که کلاه کاسکت مرا برداری و روی

سرت بذاری، اخه نمی تونم راحت برونم، اذیتم می کنه

روز بعد روزنامه ها نوشتند

برخورد یک موتورسیکلت با ساختمانی حادثه آفرید.در این سانحه

که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد،

یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری در گذشت

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون این که زن

جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت

و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش

رفت تا او زنده بماند

و این است عشق واقعی. عشقی زیبا


برچسب‌ها:
 

نویسنده : مرتضی    ♥ادامه مطلب♥
                            ♥پیام ها ♥
بهترین قالب
 
    
            
  درباره سایت

سلام سلام!
من مرتضی هستم 16 سالمه
امیدوارم از مطالبی كه در اختیار شما دوستان عزیز قرار میدم لذت ببرین
درضمن اگه اومدی تو وبم نظر یادت نره وگرنه دعا میکنم کچل بشی!
گفته باشم که یه وقت نگی چرا نگفتی!
راستی با تبادل لینک هم موافقم.پس اگه خواستی بدبخت بشی منو بلینک!

یادم نرود که :

من تنها هستم ، اما تنها من نیستم . . .

   
        
  آرشیو سایت
                 
  امکانات
        
       
Online User